شوریده

مینویسم

شوریده

مینویسم

شوریده

سالبه جزئیه ای هستم ، رشته ی اقتصاد ،شاید لمعه ای هم بخوانیم ...

محصَلم در مشهد مقدس ...
______________
------------
میخواهم بنویسم آنچه دل شوریده ام می خواند ...


شاید هم دغدغه های اقتصادی از جنس اسلامی .
با کمی چاشنی تمدّن اسلامی .

هرچند اینجا هرگز محل خوبی برای انتشار اندیشه ها و تفلسف نخواهد بود...

طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب
نویسندگان
پیوندها

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مولا» ثبت شده است

فقط شهادت

چهارشنبه, ۲۵ شهریور ۱۳۹۴، ۰۹:۲۶ ب.ظ

یا الهی

 
من عبد مذنب و گنهکار...
 
اما مگر کمالی جز شهادت هست ...
 
پروردگارا ؛ مگر سر من قابل سیدعلی دارد ...
 
آه ؛ خدایا فقط شهادت...
 
 
 
شهید کاظمی از شهادت می گوید
 
 

برای او ...

شنبه, ۲۴ اسفند ۱۳۹۲، ۱۱:۳۱ ق.ظ

بسم الله

 

هر شب این دل بی قرارِ بی قرار ، به سوی قلب تو پر میگیرد...

   گاهی بی قرار و گاه غمگین

         گاهی با سرور و گاهی با ندامت 

               اما حرف اینجاست ؛ دلم با هر بهانه ای سوی تو می آید ...

با هر صلواتی راهی کوی تو می شود ...

   

   ای نگار من ؛ ای خوب من

امشب ستارگان را برای دیدنت به صف کرده ام 

  فردا خورشید را به تماشایت میخوانم

        و همین طور روزهای دیگر ...

    

   آری ، عمر من در روزهای بی تو اینگونه طی شد ، با رویای چگونه آمدنت ...

       برای هر لحظه استقبال از تو ...


ای سید و سالار من

" کدامین جاده امشب میگذارد سر به پای تو "

   دلم به حال خودم سوخت ای بهانه ی من ...


     هر جمعه غروب ؛ بی تاب ِ بی تاب

          رو به سوی قبله 

              دل ! به افق ها می نگرد ؛ خیره ی ِ خیره ؛ بی تاب ِ بی تاب 

سرگردان و مغموم  ، دعای وصال می خواند !


دلم سکوتی بلند دارد برای پرواز ...

      دلمــــ پرواز می خواهد ای ترانه یــــــ منــــــــــــــــــــ...


یا مهدی


مرتضی  - 92/9/24

برای مولای تنهایم ...

جمعه, ۲۳ اسفند ۱۳۹۲، ۰۷:۴۹ ب.ظ

دل نوشته ای برای مولای غریبم که شرمنده ی روی ماهش هستم...


باز هم یک ندبه را از سر به پایان برده ام

باز هم از دوریش جان را به پایان برده ام


باز از هجر تو و از دوریت دم می زنم

در هوای بودنت از دوریت دم می رنم


باز هم این جمعه و فکر و تمنای وصال

از برای آمَدَنت ماییم و یک دنیا خیال


باز هم بر روی لب آقا بیا ، آقا بیا

روز و شب بر روی لب آقا بیا ، آقا بیا


باز هم ما و قسم دادن که ای آقا بیا

جان زهرا(س) مادرت آقا بیا ، آقا بیا

یا مهدی


مرتضی  _ جمعه - 92/10/6


من دور از حرم چه کنم ...

پنجشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۲، ۱۰:۵۲ ب.ظ

این روز ها دلم تنگ می شود ...

 

روز های جدایی از حرم برای ما ...

 

منی که چون کبوتری به دور گنبد طلا ...

 

این روزها دل برای صحن ها ...