شوریده

مینویسم

شوریده

مینویسم

شوریده

سالبه جزئیه ای هستم ، رشته ی اقتصاد ،شاید لمعه ای هم بخوانیم ...

محصَلم در مشهد مقدس ...
______________
------------
میخواهم بنویسم آنچه دل شوریده ام می خواند ...


شاید هم دغدغه های اقتصادی از جنس اسلامی .
با کمی چاشنی تمدّن اسلامی .

هرچند اینجا هرگز محل خوبی برای انتشار اندیشه ها و تفلسف نخواهد بود...

طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب
نویسندگان
پیوندها

۲۱ مطلب با موضوع «شهدا» ثبت شده است

مدافعان حرم

دوشنبه, ۱۸ خرداد ۱۳۹۴، ۱۲:۱۹ ب.ظ

حرم



فدای حضرت زینب ( س)

عکس نوری

شنبه, ۱ فروردين ۱۳۹۴، ۰۹:۰۱ ق.ظ

عکس هایی از راهیان نور - اسفند 93

ایستگاه اندیمشک

اندیمشک


سد دز

سد دز.

سد دز


شرهانی

شرهانی

شهید گمنام


یادمان فتح المبین

فتح المبین


کانال کمیل

کانال کمیل

آقای خامنه ای سلمه الله

سه شنبه, ۲۱ بهمن ۱۳۹۳، ۰۱:۱۵ ب.ظ
آیت الله خامنه ای در جلسه ای بعد از ترور نافرجام ایشان.
 
 امام خمینی(ره) در این فیلم از آیت الله خامنه ای و شهدای انقلاب اسلامی تجلیل میکنند و مخالفین را نصیحت میکنند.
 

حاجت روا شدی...

سه شنبه, ۲۱ بهمن ۱۳۹۳، ۰۸:۳۷ ق.ظ

آخرش حاجت روا شدی ...


مدتیه به این مسئله فکر میکنم که وقتی من میمیرم ؛ بعدِ 3 ، 7 ، 40 یا نهایتاً سال ، از یاد خیلی ها میرم...


خب این طبیعت زندگیه ؛ این چرخه باید بگذره دیگه...


ولی بعضیا با یه کارهایی موندگار میشن ؛ برای بعضی ها تقوا و کارهای علمی سبب موندگاریه از سیدرضی(ره) گرفته تا همین علامه سیدمحمدحسین طباطبایی(قدّس الله نفسه الزکیه)...

برای بعضی ها هم شاید امور مختلف دیگه سبب بشه مثل "گل خداداد عزیزی " به استرالیا .


اما آنچه که در تاریخ موندگاره و پاک ناشدنی ست ؛ خونِ شهید است.


یکی از همین هم دوره ای های ما که موندگار شد ؛ علی خلیلی هست.


شهید علی خلیلی ؛ که هر وقت اسم امربه معروف و نهی از منکر میاد ؛ گلوی زخمی اش یادآور رشادت و شجاعت و غیرت اوست.


علی جان ؛ نامت ماندگار و راهت پر رهرو باد.


شهید خلیلی

مصاحبه آقا در مورد شهید مطهری

دوشنبه, ۲۰ بهمن ۱۳۹۳، ۰۲:۲۵ ب.ظ

مصاحبه آیت‌الله خامنه‌ای در مورد شهید مطهری

 
بخشی از مصاحبه با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای پیرامون شهادت استاد مطهری  1363/2/10

به نظر من مرحوم مطهری با دو ابزار با دو وسیله میتوانستند تفاهم و نزدیکی بین دو قشر روحانیون و تحصیلکردههای جدید را به وجود بیاورند. یکی تلاش عملی و دیگری غنای شخصیت خود ایشان. از لحاظ تلاش عملی خب ایشان در دانشگاه درس گرفتند، با دانشجوها انس پیدا کردند، در مجامع تحصیلکردهها، مهندسین، پزشکان شرکت کردند، به عنوان یک قطب و ملجأ و پناهی برای تحصیلکردههای جدید شدند - همانطور که شما در مورد خودتان احساساتتان را بیان کردید - بله، واقعاً همینجور بود آن زمانها، هزاران دانشجو و فارغالتحصیل و کسانی که توی مسائل فرهنگ جدید درس خوانده بودند و تحصیل کرده بودند آقای مطهری را به عنوان یک ملجأ، یک پناه، یک ملاز، یک آدمی که حرفشان را میفهمد، میتواند دردهایشان را علاج کند، سؤالاتشان را پاسخ بدهد، به او نگاه میکردند و اینها. و ایشان نوشتههایش، سخنرانیاش در رادیو در آن سالهای اوائل، بعد هم سخنرانیهای گوناگونش در دانشگاههای مختلف، سراسر کشور در این خط بود؛ و شاید بتوانم بگویم ایشان موفقترین چهرهی روحانی در میان محیطهای فرهنگ جدید بود، یعنی در دانشگاهها و حول و حوش دانشگاهها؛ مثل تحصیلکردهها و فارغالتحصیلها. موفقترین چهره بود، یعنی هیچکدام از این چهرههای تقریب بین روحانی و دانشگاه به قدر ایشان در این جهت موفق نبودند و ایمان آن تحصیلکردههای جدید را جلب نکرده بودند. دومی غنای شخصیت خود ایشان بود؛ میدانید یکی از چیزهایی که بین این دو قشر را جدا کرده بود این بود که این دو قشر را به هم بیاعتقاد کرده بودند. تحصیلکردههای جدید فارغالتحصیل حوزهی علمیه را یک آدم باسواد نمیدانستند، اصلاً آنچه را که او بلد بود آن را سواد نمیدانستند، به حساب نمیآوردند، علم نمیدانستند. روحانی در عرف و فرهنگ غربی تزریق شدهی به یک عدهی از تحصیلکردههای ما یک عنصر بیسواد و پرمدعایی بود و به حساب میآمد که اصلاً تضییع وقت بود که انسان با او بنشیند حرف بزند یا خودش را به او نزدیک کند، یعنی او را اصلاً قابل نمیدانستند که یک چهرهی یک شخصی بداند او را. متقابلاً تحصیلکردهی حوزه علمیه تحصیلکردههای دانشگاهی را با همین چشم نگاه میکرد. علاوه بر اینکه حالا بیدین میدانست آنها را جاهل و عامی هم میدانست. یعنی اهل علم و عوام یک تقسیمی بود در حوزههای علمیه که مردم دنیا دو قسم بودند، یک قسم اهل علم، یک قسم عوام؛ و اهل علم یعنی آنی که تحصیلکردهی حوزه است و عوام یعنی آن کسی که تحصیلکردهی حوزه نیست؛ حالا تحصیلکردهی هر جای دیگر هم میخواهد باشد. دو قشری که هر دو اهل علمند، هر دو اهل تحصیلاتند، هر دو با مغز و با تفکر و تعقل سر و کار دارند و همدیگر را بیسواد میدانند، شما طبیعی است که فرض کنید اینها اصلاً به هم نزدیک نشوند، با هم آشنا نشوند. مرحوم مطهری جزو شخصیتهایی بود، جزو پیشروان کاروان تقریب روحانی و دانشجو بود که با قوّت و صلابت شخصیت علمی خودش مخاطبین خودش را متواضع کرد در مقابل خود. یعنی هنگامی که ایشان وارد دانشگاه شد و افرادی در رشتههای مختلفِ متناسب با شخصیت آقای مطهری وقتی با ایشان برخورد کردند، از ایشان استفهام کردند، با ایشان مسألهای را مطرح کردند، با یک مغز بزرگ، با یک اندیشهی عمیق، با یک ذهن باز مواجه شدند. یک مرد متفکر قوی صاحبنظر که در - رشته‌ اش فلسفه و فقه بود، ولی بعد جامعهشناسی مطالعه کرده بود، اقتصاد مطالعه کرده بود،فلسفه های اروپایی را مطالعه کرده بود و افرادی از متخصصین و صاحبنظران این رشتهها به خود جذب کرده بود - ایشان در این اواخر یک درس جامعهشناسی اسلامی یا فلسفه ی  تاریخ، بله فلسفه ی  تاریخ داشت، که خب یک عدهای از افراد صاحبنظر، اساتید فن، اساتید بههرحال درس ایشان شرکت میکردند که خود ایشان برای من نقل کردند که دو تا درس ایشان داشتند میگفتند یکی دانشجوها شرکت میکنند یکی اساتید، این درسی بود که اساتید شرکت میکردند.فلسفه ی هِگِل را مثلاً ایشان آنچنان قوی و خوب آگاه بود و فراگرفته بود با آن قوّت علمیای که داشت که خب کسانی که توی این رشتهها، توی این معقولات کار میکردند شخصیت ایشان را و ارزش ایشان را درک میکردند. پس شخصیت علمی و قوی مرحوم شهید مطهری هم بیشترین تأثیر را در نزدیکی این دو قشر داشت. یعنی وقتی که تحصیلکردههای جدید نگاه میکردند میدیدند اِ، یک روحانی عالمِ متفکرِ فاضلی مثل شهید آقای مطهری را در مقابل خودشان دارند. از طرفی وقتی که در حوزههای علمیه - که خب شخصیت آقای مطهری در حوزهها واضح بود برای بیشتر افرادی که در حوزهها بودند - وقتی میدیدند ایشان دل به قشر تحصیلکردهی جدید بسته و با اینها سر و کار دارد آنها هم یک حالت تقارب و تفاهمی برایشان به وجود میآمد. پس بنابراین آقای مطهری نه فقط با ابزارها و طراحیها و به اصطلاح ابتکار و تدبیر خودش توانست این تقارب را به وجود بیاورد، بلکه با شخصیت خودش بیشترین سهم و نفع را در این کار داشت.
 
 

سرباز سیدعلی

شنبه, ۱۸ بهمن ۱۳۹۳، ۱۲:۱۶ ق.ظ

 - پرسید چرا طلبه شدی؟
- گفتم : به عشق سید علی خامنه ای طلبه شدم.
.
.
.
.
.
.
.
و آنان که معنای ولایت را نفهمیده اند در کار ما سخت درمانده اند.


پ.ن : ان شاءالله سربازی کنیم براتون آقاجانم.



دهه فجر گرامی باد.


سید مجتبی علمدار

جمعه, ۱۷ بهمن ۱۳۹۳، ۱۱:۴۷ ب.ظ

سید جان دلم تنگ است ...


.        خوش آن روزهایی که با هم رفاقتی داشتیم...


 .           سید ؛ دعای خیر تو این روزها نجاتمان می دهد ...


  سید مجتبی علمدار ، دوستت دارم تا همیشه.

شیدایی ها

شنبه, ۲۷ دی ۱۳۹۳، ۱۱:۳۶ ق.ظ

شـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیدا

شیدایی

یادش بخیر

گلزار شهدای اراک

یاد باد ... فقط همین

سرباز صاحب زمان(روحی فداه)

شنبه, ۲۹ آذر ۱۳۹۳، ۱۲:۵۱ ب.ظ

سخنی از سید شهیدان اهل قلم

شهید سید مرتضی آوینی

 

 

اخصّ

سه شنبه, ۱۸ آذر ۱۳۹۳، ۱۲:۳۹ ب.ظ

عقل آمد عاشقا خود را بپوش
وای ما ای وای ما از عقل و هوش

یا برو از جمع ما ای چشم و عقل
یا شوم از ننگ تو بی‌چشم و گوش

تو چو آبی ز آتش ما دور شو
یا درآ در دیگ ما با ما بجوش

گر نمی‌خواهی که خردت بشکند
مرده شو با موج و با دریا مکوش

گر بگویی عاشقم هست امتحان
سر مپیچ و رطل مردان را بنوش

می‌خروشم لیکن از مستی عشق
همچو چنگم بی‌خبر من از خروش

شمس تبریزی مرا کردی خراب
هم تو ساقی هم تو می هم می فروش

مولوی

شهید گمنام سلام

سه شنبه, ۱۳ آبان ۱۳۹۳، ۰۷:۵۰ ب.ظ

 

شهید گمنام سلام

 

شام غریبان حضرت زینب(س) ؛ یادی کنیم از شهدای گمنام

 

مداحی مجتبی رمضانی
 

 

شور کربلا

شنبه, ۱۰ آبان ۱۳۹۳، ۰۱:۱۴ ب.ظ

یه خواهشی دارم ازت ارباب

 یه آرزو کـــــرده منو بی تاب

مثل تموم شد شهدا یک بار

میـــون روضــه ها منو دریاب

_______________________________________________

 

 

دوست دارم که با عــــــــــــــــــــزت

شهید شم مثل هـــــمــــــــــــت

_______________________________________

 

شب هفتم محرم 93

 

حاج مهدی سلحشور


 

 

عنوان: حاج مهدی سلحشور
حجم: 4.83 مگابایت

رفقا

شنبه, ۱۵ شهریور ۱۳۹۳، ۱۲:۱۴ ب.ظ

 

آی  رفــــقا ...

        جاموندیم از قافله ...

 

 

حزب اللهی ها ...

سه شنبه, ۲۴ تیر ۱۳۹۳، ۱۲:۴۷ ق.ظ

خدا رحمت کند سید مرتضی را ...


شهید خلیلی

شهدایی

پنجشنبه, ۱۹ تیر ۱۳۹۳، ۰۳:۱۹ ب.ظ
گلزار

گلزار شهدای اراکـــــــــــــ

بدجور دلم هوای محــــــــــــــــــــــــــــــرّم  کرده   . . .

مادر

شنبه, ۳۰ فروردين ۱۳۹۳، ۱۰:۴۷ ق.ظ

شهدای گمنام ... 

   مادرشان زهــــرا(س) ست...


         ولادت مادر سادات ، مبارک باد ...



لحظه به خون غلطیدن علی خلیلی ( مسافر کرببلا)

سه شنبه, ۱۲ فروردين ۱۳۹۳، ۱۱:۳۶ ق.ظ

شهید علی خلیلی


عاشقان را سر شوریده به پیکر عجب است ...

    دادن سر نه عجب ، داشتن سر عجب است...

مسافر کرببلا

سه شنبه, ۱۲ فروردين ۱۳۹۳، ۱۱:۱۲ ق.ظ


مسافر کرببلا 

داری میری برو ولی یاد منم باش

به یاد این عبد بد و رو سیه هم باش

پیش ارباب تورو خدا  یاد منم باش


مسافر کرببلا

برو کنار شش گوشه تو عاشورا بخون

پایین پای اکبرش ، برو اونجا بمون

برو تو صحن ؛ نماز اونجا بخون


مسافر کربلا

برو تو بین الحرمین تو پا برهنه باش ، رقیه(س) اونجا دویده با خشکی لباش

آروم توروخدا بذار قدم رو جای پاش


مسافر کربلا

سوغات برم یه ذره تربت از حرم بیار

درون قبر تربتش را تو دهنم بذار


مسافر کرببلا

یادت باشه که کفن از کرببلا نیار

ارباب مون کفن نداشت ، غریب تو اون دیار

جای کفن از کربلا یه بوریا بیار


مسافر کرببلا

برو رو تل زینبی ، روضه اونجا بخون

قتلگاه رو نگاه بکن به یاد اون زمون

با مادرش بخون


مسافر کرببلا

حرم عباس(ع) رو ببین

بگو ای پهلوون ،بگو یه عده نا امید  ولی هستند جوون

دیگه تحمل ندارن ؛ اسمشون رو بخون



مسافر کرببلا

داری میری ؛ علی جان یاد منم باش





دانلود مداحی این متن

شرح کامل چگونگی درگیر شدن شهید علی خلیلی با اشرار از زبان خود شهید

خادم الشهدا؛ ۲۵ تیر ماه سال ۱۳۹۰ حادثه‌ای دردناک در یکی از محلات شرق تهران رقم خورد. در این حادثه جوان ۱۹ ساله‌ای به نام علی خلیلی در حین بازگشت از هیئت در حالی که همراه چند نفر از شاگردان یک مدرسه بود به واسطه امر به معروف و نهی از منکر مورد ضرب و شتم قرار گرفت.



امر به معروف این روزا فدای آزادی شده ...

شنبه, ۹ فروردين ۱۳۹۳، ۰۷:۳۲ ب.ظ

بعد از حسین صحرایی و وحید زینتی ، حالا علی خلیلی هم پرید ...


پرستوی بعدی کیست ، خدا می داند...



علی جان شهادتت مبارک.