شورانه های شوریده

مینویسم
شورانه های شوریده

سالبه جزئیه ای هستم ، رشته ی اقتصاد ،شاید لمعه ای هم بخوانیم ...

محصَلم در مشهد مقدس ...
______________
------------
میخواهم بنویسم آنچه دل شوریده ام می خواند ...


شاید هم دغدغه های اقتصادی از جنس اسلامی .
با کمی چاشنی تمدّن اسلامی .

هرچند اینجا هرگز محل خوبی برای انتشار اندیشه ها و تفلسف نخواهد بود...

طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب
نویسندگان
پیوندها

۱۹ مطلب با موضوع «علما» ثبت شده است

سرخم می سلامت

پنجشنبه, ۱۸ دی ۱۳۹۳، ۰۹:۱۵ ق.ظ

درگذشت عارف بالله آیت الله انصاری شیرازی را به محضر صاحب الزمان(روحی فداه) 

و حضرت آیت الله امام خامنه ای(حفظه الله تعالی)

و حوزه های علمیه تسلیت عرض میکنیم.

طلبگی

چهارشنبه, ۳ دی ۱۳۹۳، ۱۰:۲۱ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

 

این پست تقدیم به تمام سربازان مولانا حضرت ولی عصــــر(روحی فداه)
 

 

عنوان : طلبگی واجب است.

 

سخنرانی حضرت علامه مصباح یزدی( حفظه الله تعالی )

 

سرباز صاحب زمان(روحی فداه)

شنبه, ۲۹ آذر ۱۳۹۳، ۱۲:۵۱ ب.ظ

سخنی از سید شهیدان اهل قلم

شهید سید مرتضی آوینی

 

 

اربعین

سه شنبه, ۱۸ آذر ۱۳۹۳، ۰۱:۰۶ ب.ظ

از عشق زمین جام شرابی است لبا لب

وین چرخ نگونسار برین جام حباب است


جان می طلبد غمزه ات ای ساقی مستان

پیمانهٔ ما پرنشده است این چه شتاب است


از چشم سیه مست تو هستند جهانی

زان میکده ویران و خرابات خراب است


مگذار که یکذره بماند زوجودش

خورشید دل آرای ترا فیض نقابست


فیض کاشانی (رحمت الله علیه )


آیت الله جوادی و امام خامنه ای

سه شنبه, ۶ آبان ۱۳۹۳، ۰۷:۱۶ ب.ظ

 


دریافت
مدت زمان: 28 ثانیه 

 

نظر حضرت آیت الله جوادی آملی در مورد امام خامنه ای(حفظه الله )

چه با تواضع برابرش زانو زده ای ...

پنجشنبه, ۱ آبان ۱۳۹۳، ۰۹:۲۸ ق.ظ

تصاویر حضرت آیت الله مهدوی کنی(ره) در کنار امام خامنه ای(حفظه الله)









پ.ن : تواضع آیت الله مهدوی در برابر ولیّ امر قابل تامّل و ستایش است ای کاش بعضی یاد بگیرند ...


چه با تواضع برابرش زانو زده ای ...


رحمت الله علیه .

محرّم حسین (ع)

دوشنبه, ۲۸ مهر ۱۳۹۳، ۰۲:۱۹ ب.ظ

از فیض کاشانی ، به عشق محرّم


ز الایش تن پاک شو چالاک بر افلاک شو

تا جان ز جانان برخورد نزدیک او گیرد وطن


ای فیض در دنیا بچش از جام عشقش جرعهٔ

در خاک تا مستی کنی تا عشق بازی در کفن


گر دیدهٔ جانرا جلی سازی بانوار علی

نزد حسینت جا دهد بنمایدت روی حسن

اسفار اربعه

پنجشنبه, ۲۴ مهر ۱۳۹۳، ۰۱:۱۹ ب.ظ

کم کم به اسفار اربعه آخوند ملاصدرا مشکوکم ...


نمیدانم چرا هیچ یک از فلاسفه به سفر چهارم نمیرسند ، استادی میفرمود : سفر آخر دستگیری از ضعفاست ...


دست گــیری !!!!!!!!!!!!!!!!


ارزش جلسات روائی

سه شنبه, ۲۵ شهریور ۱۳۹۳، ۱۲:۰۷ ق.ظ


 

لـــــــــــیــنک صوتی سخنرانی حضرت علامه

 

زمان : 1:32

 

تاکید حضرت علامه (روحی فداه) بر برپایی جلسات روائی .

 

 

اســــــــــرار

يكشنبه, ۲۳ شهریور ۱۳۹۳، ۰۶:۴۵ ب.ظ

جرمش این بود کع اســـــــــــــــــــرار هویدا می کرد ...


دور از حرم ...

شنبه, ۲۲ شهریور ۱۳۹۳، ۱۰:۵۴ ق.ظ

 سالها دور از حرم مولا ...

 

این جمعیت هم برای خود داعشی هستند ...

 

 

 

و درک نمیکنند حسن زاده را ...

جهاد فرهنگی!

سه شنبه, ۱۸ شهریور ۱۳۹۳، ۰۱:۲۴ ق.ظ

برای مخاطب خاصــــــــــــــــــ!!!


کار فرهنگی خوبه ؛ اما خودسازی مهم تره!

کار فرهنگی خوبه ؛ اما درس و علم مهم تره !

کار فرهنگی خوبه ؛ اما مگه خودت نگفتی که خدا توی قرآن میفرماید : " لا یکلّف الله نفسا الا وسعها " پس چرا چرخ میزنی بی خود !؟


برادر ، حاجی ، اخوی !!! برای خودت اهم و مهم کــــــــن تا متضرّر نشی یه وقت ...



پ.ن : مخاطب خاص خودش میدونه کیه .


متن کامل سخنان ایشان را مشاهده می فرمایید:

حکمت اسلامی وقتی شکوفا میشود که از منابع اسلامی بهره بگیرد. فقه ما که شکوفا شد بخاطر آنست که فقها بیش و پیش از دیگران از این منابع اسلامی قوی و غنی استمداد کردند. فقها از مسائل فقهی در کلام معصومین، اولا قواعد فقهی درآوردند و ثانیا قواعد اصولی ساختند و ثالثا فقه را سامان دادند. مرحوم شیخ طوسی میفرماید: « من دیدم اختلاف فقهای شیعه به تنهایی، بیش از اختلاف شافعی و حنفی و مالکی است. با این اختلاف که نمی شود جامعه را اداره کرد، این استظهار است و سامان ندارد. من برای سامان دادن اختلاف و روش مند شدن فقه، علم اصول را تدوین کردم تا اگر هم کسی اختلاف دارد، روشمندانه اختلاف اشته باشد که اختلاف روشمندانه قابل دفع است. »

فلسفه و کلام اگر فقط به عقل محض اکتفا کند، اختلافش بسیار کم است اما کارامد نیست. و اگر بخواهد به کمک نقل پیش برود و پیشرفت بکند –کما هو الحق- این سامان میخواهد. اگر با استظهار کسی بخواهد مطلبی را بفهمد، این سامان ندارد و اگر بخواهد روشمندانه اختلاف داشته باشد، سامان میخواهد.

خود فلسفه این بی سامانی خودش را با منطق حل کرد، همانطور که فقه بی سامانی خودش را با اصول حل کرد. ما ابتدا فقه داشتیم و فلسفه، نه اصول داشتیم و نه منطق، از درون فقه و فلسفه، اصول و منطق درآمد.

یه وقت هست کسی اهل شهود است، طوبی له و حسن مئاب. اما وقتی این حالت مکاشفه به حالت عادی برگشت، اول سوال و درگیری با خودش است که آیا آنچه من دیدم تمثلات نفسانی من بود؟ با مثال منفصل رابطه پیدا کردم؟ القائات شیطانی بود؟ القائات رحمانی بود؟ این میشه جهاد اکبر و بین عقل و قلب. (جهاد اصغر همان جنگ تحمیلی ما بود، جهاد اوسط جنگ بین فضائل و رذائل اخلاقی است و چون خیلیها از جهاد اوسط بالاتر نرفتند، فکر کردند جهاد اوسط، جهاد اکبر است. و اینکه وجود مبارک حضرت فرمود: علیکم بالجهاد الاکبر، این به لحاظ توده مردم میباشد). اگر کسی وارد حوزه جهاد اکبر نشود، او لازم نیست مسلح باشد، و همان فلسفه بخواند کافی است. ولی اگر خواست وارد حوزه شهود و جهاد اکبر (بین عقل و قلب) بشود (که لو تعلمون علم الیقین لترون الجحیم)، باید مسلح بشود؛ باید محدوده عقل شناخته بشود، محدوده قلب شناخته بشود، عقل چی میخواد، نقل چی میخواد، و کسی که در هر دو صحنه حضور دارد اما کارامد نیست، او همخیشه در زحمت است.

یه وقت کسی چند سال فقه و اصول و چند سال فلسفه خوانده، این جمع مکسّر است و همیشه در زحمت است. یه وقت کسی در فلسفه مجتهد مطلق است، در منقول مجتهد متجزی است، این باز هم جمع مکسر است و این شخص با مشکل مواجه است. یا در منقول مجتهد مطلق است ولی در فلسفه هفت هشت سال درس خونده، این هم جمع مکسر بین معقول و منقول کرده و مشکل جدی دارد. اگر کسی در معقول و منقول مجتهد بود، جمع سالم کرده و این شخص است که میتواند بگوید: حاشا که فلسفه مخالف شریعت و حاشا که شریعت مخالف فلسفه باشد و راحت بین آن دو جمع میکند. ولی اگر در احدالطرفین جمع مکسر بود، او همیشه درگیر است.

و اما وقتی وارد صحنه سوم یعنی جهاد اکبر شد، آنجا هم اگر جمع مکسر کند همیشه درگیر است، و اگر جمع سالم کرد طوبی له و حسن مئاب، و این راه دارد منتها راهش صعب مستصعب است، لذا میخوانیم که علم و حدیث ائمه صعب مستصعب است لا یحتمله الا نبی مرسل او ملک مقرب او عبد امتحن الله قلبه للایمان، و از آنها میخواهیم که این علمشان را نصیب ما کنند: محتمل لعلمکم؛ و اگر این علم نصیب انسان شد در جبهه جهاد اکبر پیروز است.

(مرحوم میرزا احمد قمی استاد مرحوم شعرانی در اشعارش میفرماید: گر وعده دوزخ است و یا خلد، غم مخور / بیرون نمی برند تو را از دیار دوست / موئی نجنبد از سر ما جز به اختیار / آن اختیار هم به کف اختیار دوست)

اگر شما بخواهید جمع مکسر کنید، خب در همان طلیعه امر میگویید قلم به اینجا رسید و سر بشکست! این مشکل آخوند (صاحب کفایه) و امثال آخوند، مشکل خیلی هاست! و اگر کسی خواست جمع سالم بکند به مقصد میرسد، (مانند اشعار مرحوم میرزا احمد قمی) که انسان باید کاملا عقلی در فلسفه باشد و کاملا قلبی در عرفان باشد تا بتواند مشاهده کند و این راه باز است.

غیر معصومین همیشه این مشکل جدی را دارند که چیزی را که شهود کردند، وقتی به حال عادی آمدند، عقل میگوید برهان کو؟ این عقل سلطان اندیشه است، میگوید برهان کو؟ وقتی انسان برهان نداشت همیشه درگیر است و اضطراب دارد و خود این رنج درونی، همان جهاد اکبر است. ولی اگر کسی برهانش نقد بود و توانست مشهودش را معقول کند، او در صلح کامل است و جنگی در کار نیست و در صحنه جهاد اکبر پیروز است، زیرا هم برهان در دست اوست و هم عرفان در دست اوست، و هر دو را در مشهد قرآن یافته است.

البته جمع سالم بین معقول و مشهود کار دشواری هم هست و کار هر کسی نیست. لکن در صحنه جهاد، سه راه وجود دارد: تسلیم، پیروزی، شهادت. غالبا شهادت نصیب افراد میشود نه پیروزی و نه تسلیم. یعنی تیر میزند و میخورد و میزند و میخورد تا آنجا که شهید میشود، لذا فرموده اند کسی که در بستر به محبت اهل بیت بمیرد، شهید مرده است. زیرا افرادی که بتوانند جمع سالم کنند و همیشه معقول را مشهود کنند کم هستند و این درگیری بین معقول و مشهود هست، ولذا مات شهیدا. ولی اگر کسی مانند حارثة بن زید بود، او پیروز میدان است که این خیلی کم است. و اگر تسلیم فلسفه و برهان شد، او اسیر شده است و نتوانسته راه را ادامه بدهد، اما یک اسارت حسنه است نه اسارت مذموم.

اما وظیفه ما: اولا باید دفائن عقلی خودمان را شناسایی کنیم و خودمان را کند و کاو کنیم، ثانیا به دست مهندسان دل شناس بدهیم که دلمایه های ما را به ما ارائه کنند که قرآن و اهل بیت اند : لیثیروا لهم دفائن العقول. ثالثا از علوم دیگران که نصیب الهی بهره آنها شده استفاده کنیم و به انضمام اینها، دفائن عقول را شکوفا کنیم. تا در نتیجه هم فلسفه و هم عرفان به کمال و تکامل خودشان برسند.

قرآن کریم و روایات، فقها و اصولیون را راه انداختند و اینها راه رفتند، همچنین حکما و عرفا را راه انداختند، اما اینها فرصت راه روی نداشتند. فقه و اصول به برکت قرآن و روایات حل شد، و این کار رو فقها و اصولیون کردند و سعیشان مشکور باد. مشابه این راه را هم در عرفان گفتند، ولی کم به سراغش رفتند. حالا کسانی که این ذائقه را نداشته و ندارند کاری به آنها نداریم، آنها که اهل این کارها نیستند، مثل مرحوم فیض کاشانی. فهم مطالب عرفانی در قرآن و روایات، ابن عربی میخواهد.

یا حق


منبع

دوستت دارم

يكشنبه, ۱۶ شهریور ۱۳۹۳، ۱۰:۲۴ ق.ظ

دوستت دارم

 

هرچند مخالفان زیاده میگویند ...

 

همان خشک مقدس هایی که دم از دیانت میزنند ...

 

اما فقط همین جمله را که به من یاد دادی کافی ست ؛

 

"  اشهد ان فاطمه الزهرا سلام علیها بنت رسول الله عصمت الله الکبری و حجه الله علی الحجج  "

 

 

 

عاشقــــــــــــم

پنجشنبه, ۶ شهریور ۱۳۹۳، ۱۰:۱۱ ق.ظ

به کوری چشم دشمنانت میگویم ؛ نه ، فـــــریاد میزنم :


" عــــاشــــقــتم "

حضرت علامه ذوالفنون

 آیت الله معظم

 حسن حسن زاده آملی ( حفظه الله تعالی )

علماء

سه شنبه, ۲۱ مرداد ۱۳۹۳، ۰۹:۰۲ ق.ظ

بسم الله...

هفته قبل دماوند ، خدمت آیت الله جوادی(حفظه الله) رسیدیم...


چندشب قبل هم علامه مصباح(حفظه الله) در حرم امام رضا(ع)...


دو روز قبل هم استاد رمضانی ...



خدا آخر واین هفته را بخیر بگردان ...

شیخ الفقها

دوشنبه, ۲۳ تیر ۱۳۹۳، ۱۱:۱۰ ب.ظ

افتخار زادگاهم...

 

ای کاش بودم تا از دریای بیکران علمت ، قطره ای می نوشیدم . . .

 

آیت الله اراکی

تعریفی از علم ریاضی

شنبه, ۲۱ تیر ۱۳۹۳، ۰۲:۴۱ ب.ظ



علوم ریاضی برای حکیم، به مثابت مِسطره برای خطّاط است همچنان که مسطره، مشّاق را از کجی و بی نظمی

در کتابت حروف و انحراف سطور حافظ است، علوم ریاضی نیز فکر را از خطا و اعوجاج

باز می دارد و بدو استقامت و اعتدال می دهد زیرا که مسائل آن مبتنی بر

قواعد خلل ناپذیر است و هیچ مسامحه و سهل انگاری در

آنها راه ندارد با تخمین و تقریب درست نمی شود،

اگر چنانچه اندک اشتباه و غفلت در اعمال

قوانین آن به مُحاسب روی آورد، از

رسیدن به نتیجه باز می ماند.

هزار و یک کلمه

ج6/ ص82



منبع




خداوندا خودت به سلامت دارش

شعری از حضرت علامه تهرانی

يكشنبه, ۲۵ اسفند ۱۳۹۲، ۱۱:۲۵ ق.ظ

نور خدا آینه حق نما

نورهدی نور حسین است و بس

سر ولا لؤلؤ لالای حق

مظهر دادار حسین است و بس

سر هویت که تجلی نمود

پرتو پر نور حسین است و بس

روح مشیت که از او شد پدید

کون و مکان جمله حسین است و بس

جلوه ذات احدی بی نقاب

نور تجلای حسین است و بس

سجده که بر آدم خاکی نمود

خیل ملک بهر حسین است و بس

سلسلة منتظم انبیاء

مقدّم الجیش حسین است و بس

میوة خلقت ز ازل تا ابد

مقصد ایجاد حسین است و بس

محفل انس است دو عالم ولی

شمع دل افروز حسین است و بس

نفخه جان بخش نسیم بهشت

شمه ای از بوی حسین است و بس

آتش نمرود به جان خلیل

بَرد شد از خوی حسین است و بس

سفینه نوح به طوفان یم

زورقی از جوی حسین است و بس

موسی عمران که به میعاد رفت

از بر میقات حسین است و بس

روشنی وادی ایمن همی

شعشعة روی حسین است و بس

آتش افروخته در کوه طور

پرتوی از نور حسین است و بس

آن دم عیسی که به تن جان دمد

از دم و از بوی حسین است و بس

گردش این گنبد افراشته

بر خَم ابروی حسین است و بس

من چه بگویم به جهان هر چه هست

سر به تکاپوی حسین است و بس

آنکه فروزان کند امشب چو شمس

رایت توحید حسین است و بس

آنکه ببوسید گلویش ز مهر

رسول و بگریست حسین است و بس

محفلی بزمِ حریم لقا

رأس پر از نور حسین است و بس

سوخته پروانه جان را به شوق

در حرم عشق حسین است و بس

کشته جان باخته در کوه طور

پیکر صد پاره حسین است و بس

آنکه بزد خرگه خود را برون

از دو جهان جمله حسین است و بس

آنکه به قربانگه کوی حبیب

گفت رضیً ربِّ حسین است و بس

آنچه به خون گلو آغشته شد

طرّه گیسوی حسین است و بس

باب نجات از غم و بحر بلا

کشتی منجی حسین است و بس

دست شفاعت همه را روز حشر

از کرم و جود حسین است و بس

گر تو بخواهی که شوی رستگار

راهْ تولای حسین است و بس

آنکه سرود این دُرَرِ پاک را

خاک رهِ کوی حسین است و بس

 ***

علامه آیت الله سید محمد حسین حسینی طهرانی (ره)

سوم شعبان المعظم 1378 هجری قمری


*************************

لینک صوتی با صدای برادر شکری


***
منبع: Gofteman-bartar.ir