شورانه های شوریده

مینویسم
شورانه های شوریده

سالبه جزئیه ای هستم ، رشته ی اقتصاد ،شاید لمعه ای هم بخوانیم ...

محصَلم در مشهد مقدس ...
______________
------------
میخواهم بنویسم آنچه دل شوریده ام می خواند ...


شاید هم دغدغه های اقتصادی از جنس اسلامی .
با کمی چاشنی تمدّن اسلامی .

هرچند اینجا هرگز محل خوبی برای انتشار اندیشه ها و تفلسف نخواهد بود...

طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب
نویسندگان
پیوندها

۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شهید علی خلیلی» ثبت شده است

فقط شهادت

چهارشنبه, ۲۵ شهریور ۱۳۹۴، ۰۹:۲۶ ب.ظ

یا الهی

 
من عبد مذنب و گنهکار...
 
اما مگر کمالی جز شهادت هست ...
 
پروردگارا ؛ مگر سر من قابل سیدعلی دارد ...
 
آه ؛ خدایا فقط شهادت...
 
 
 
شهید کاظمی از شهادت می گوید
 
 

حاجت روا شدی...

سه شنبه, ۲۱ بهمن ۱۳۹۳، ۰۸:۳۷ ق.ظ

آخرش حاجت روا شدی ...


مدتیه به این مسئله فکر میکنم که وقتی من میمیرم ؛ بعدِ 3 ، 7 ، 40 یا نهایتاً سال ، از یاد خیلی ها میرم...


خب این طبیعت زندگیه ؛ این چرخه باید بگذره دیگه...


ولی بعضیا با یه کارهایی موندگار میشن ؛ برای بعضی ها تقوا و کارهای علمی سبب موندگاریه از سیدرضی(ره) گرفته تا همین علامه سیدمحمدحسین طباطبایی(قدّس الله نفسه الزکیه)...

برای بعضی ها هم شاید امور مختلف دیگه سبب بشه مثل "گل خداداد عزیزی " به استرالیا .


اما آنچه که در تاریخ موندگاره و پاک ناشدنی ست ؛ خونِ شهید است.


یکی از همین هم دوره ای های ما که موندگار شد ؛ علی خلیلی هست.


شهید علی خلیلی ؛ که هر وقت اسم امربه معروف و نهی از منکر میاد ؛ گلوی زخمی اش یادآور رشادت و شجاعت و غیرت اوست.


علی جان ؛ نامت ماندگار و راهت پر رهرو باد.


شهید خلیلی

به جهاد مغنیه ی عزیز...

شنبه, ۱۸ بهمن ۱۳۹۳، ۰۴:۴۶ ب.ظ

به جهاد مغنیه ی عزیز...

پروا نکرد لحظه ای از التهاب ها
ره گم نکرد در گذر از پیچ و تاب ها


فهمیده وار دل به هیاهوی نیل زد
دلخوش نشد به وعده ی آبِ سراب ها


وقتی شنید نغمه ی "احلی من العسل"
راضی نشد به مستی دیگر شراب ها



راه "جهاد" ، خط پدر ، راه عشق بود
راه حسین(ع) و راه تمام ثواب ها



جانم فدای نام شریف پیمبرم
عشق نبی ست پایه ی این انقلاب ها



"تبت یدا" نوشت به سرخی خون "جهاد"
دشمن بترس از تب اینسان خطاب ها


"حسین مودب"

حزب اللهی ها ...

سه شنبه, ۲۴ تیر ۱۳۹۳، ۱۲:۴۷ ق.ظ

خدا رحمت کند سید مرتضی را ...


شهید خلیلی

دوکوهه با من سخن بگو ...

شنبه, ۱۷ خرداد ۱۳۹۳، ۱۱:۲۷ ق.ظ

به یکباره دلم هوای دوکوهه را گرفت ...

با من سخن بگو دوکوهه ...






دوکوهه السلام ای خانه عشق
سلام ما به تو میخانه‌ی عشق!

دوکوهه منزل و مأوای عشاق
دگر خالی شده از جای عشاق

دوکوهه با صفا بودی و زیبا
چرا حالا شدی تنهای تنها

دوکوهه از چه چون ویرانه هستی
تو خالی از گل و پروانه هستی

دوکوهه صبحگاهت با صفا بود
کلاس درس ایثار و وفا بود


دوکوهه گو که گردان ها کجایند
مگر نزد شهید کربلایند

دوکوهه آن حسینیه‌ی همت
دگر پرگشته است از خاک غربت

دوکوهه کو یگان ذوالفقارت
کجایند عاشقان بی قرارت


به عشق ابراهیم همت...


یاعلی

مسافر کرببلا

سه شنبه, ۱۲ فروردين ۱۳۹۳، ۱۱:۱۲ ق.ظ


مسافر کرببلا 

داری میری برو ولی یاد منم باش

به یاد این عبد بد و رو سیه هم باش

پیش ارباب تورو خدا  یاد منم باش


مسافر کرببلا

برو کنار شش گوشه تو عاشورا بخون

پایین پای اکبرش ، برو اونجا بمون

برو تو صحن ؛ نماز اونجا بخون


مسافر کربلا

برو تو بین الحرمین تو پا برهنه باش ، رقیه(س) اونجا دویده با خشکی لباش

آروم توروخدا بذار قدم رو جای پاش


مسافر کربلا

سوغات برم یه ذره تربت از حرم بیار

درون قبر تربتش را تو دهنم بذار


مسافر کرببلا

یادت باشه که کفن از کرببلا نیار

ارباب مون کفن نداشت ، غریب تو اون دیار

جای کفن از کربلا یه بوریا بیار


مسافر کرببلا

برو رو تل زینبی ، روضه اونجا بخون

قتلگاه رو نگاه بکن به یاد اون زمون

با مادرش بخون


مسافر کرببلا

حرم عباس(ع) رو ببین

بگو ای پهلوون ،بگو یه عده نا امید  ولی هستند جوون

دیگه تحمل ندارن ؛ اسمشون رو بخون



مسافر کرببلا

داری میری ؛ علی جان یاد منم باش





دانلود مداحی این متن

شرح کامل چگونگی درگیر شدن شهید علی خلیلی با اشرار از زبان خود شهید

خادم الشهدا؛ ۲۵ تیر ماه سال ۱۳۹۰ حادثه‌ای دردناک در یکی از محلات شرق تهران رقم خورد. در این حادثه جوان ۱۹ ساله‌ای به نام علی خلیلی در حین بازگشت از هیئت در حالی که همراه چند نفر از شاگردان یک مدرسه بود به واسطه امر به معروف و نهی از منکر مورد ضرب و شتم قرار گرفت.