شوریده

مینویسم

شوریده

مینویسم

شوریده

سالبه جزئیه ای هستم ، رشته ی اقتصاد ،شاید لمعه ای هم بخوانیم ...

محصَلم در مشهد مقدس ...
______________
------------
میخواهم بنویسم آنچه دل شوریده ام می خواند ...


شاید هم دغدغه های اقتصادی از جنس اسلامی .
با کمی چاشنی تمدّن اسلامی .

هرچند اینجا هرگز محل خوبی برای انتشار اندیشه ها و تفلسف نخواهد بود...

طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب
نویسندگان
پیوندها

۱۶۴ مطلب توسط «مرتضی کمال» ثبت شده است

ادیان در خدمت انسان

دوشنبه, ۲۱ فروردين ۱۳۹۶، ۰۵:۴۴ ق.ظ


بسم الله


" واقعیت دین در عصر ما واقعیت اسف باری است . این اعترافی دردناک است ، اما حقیقت دارد و اگر واقعیت را قبول نکنیم ، نمیتوانیم آینده را بسازیم .

واقعیت دین در زمان ما در عرصه ایمان، به تعبیر منطقی تصور است نه تصدیق . تابلویی است زیبا اما بی روح که در دل دیندار پرتو نوری نمی تاباند . ایمان در بهترین حالت به آرام‌بخشی در هنگام مواجهه با رنج‌ها و سختی‌ها مبدل شده‌است نه محرک و مشوقی برای فائق آمدن بر آن‌ها . غالبا ایمان نقش حایل و مانع را بین افراد بشر دارد."



از کتاب ادیان در خدمت انسان _ امام موسی صدر . فصل " دین در جهان امروز " که مربوط به سخنرانی ایشان در دانشکده حقوق در دانشگاه پدران یسوعی در سال چهل و شش شمسی است.



پیش تر هم از امام‌موسی کتاب خونده بودم ؛ ولی اصلا برام دلچسب نبود تا همین عید که این کتاب را گرفتم.

امام موسی نقش حیاتی دین را در زندگی بشر دریافته و با آشنایی دقیقی که از جهان معاصرش دارد ؛ در پی این است که کارآمدی دین در دنیای معاصر را تشریح کند. هرچند حتما صاحبنظران می توانند  اشکالاتی هم به نظرات امام موسی از زوایای مختلف مطرح کنند .

انصافا ارزش خوندن را داره این کتاب.

.

این کتاب  از سری کتاب های #در_قلمرو_اندیشه_امام_موسی_صدر  است که موسسه امام موسی صدر اون را چاپ کرده است .





#امام_موسی_صدر

#ادیان_در_خدمت_انسان

#دین_و_مسائل_جهان_معاصر

#موسسه_امام_موسی_صدر




#معرفی_کتاب

#چالش_معرفی_کتاب


#معرفت_دینی

منزوی

شنبه, ۵ فروردين ۱۳۹۶، ۱۱:۵۴ ب.ظ


دَر گـــــیر و دارِ عــِشقِ تــو  ، مَن مُنزَوی شُدم


حاشـــا که عِـشـــقِ تــو رَوَدَم لـَـحظه ای زِ سَــر


________


مرتضی کمال

( مشهد مقدس )

6 / 12 / 95

باتو بودن

شنبه, ۵ فروردين ۱۳۹۶، ۱۱:۳۶ ب.ظ

بسمه تعالی



گاهی هردو نظاره گر یکدیگریم ؛


هرچند لب ها از گفتگو بازمانده است ولی دل ها و نگاه هایمان با هم گفتگو و رازها دارد ؛ که زبان در ادای آن قاصر است .


جرقه عشق در دل هر یک جای گرفته و هر روز شدید و شدیدتر شده و آن در دل عاشقان سینه چاک زبانه می کشد .


______

اقتباس از مقدمه لیلی و مجنون ، انتشارات ... ؟

تمدن و توجه نفس

دوشنبه, ۳۰ اسفند ۱۳۹۵، ۱۱:۰۳ ب.ظ

بسمه تعالی


چند ماه پیش بود که گوشیم ( هوآوی honor 3c lite ) توسط یه ینده خدایی به سرقت رفت ( به قول عربا ؛ سُرِقَ هاتفی ) .


خب به قول اقتصادیا ، چون در بحث تامین مالی برای ابتیاع گوشی جدید مشکل وجود داشت ، طبیعتا تمایلی هم به اطلاع از وضعیت وسایل الکترونیکی از این دست در بنده نبود .


اما در این یکی دو هفته که بحث تامین مالی مرتفَع شد ، رفتیم خیابون سجاد ( مشهد مقدس ) .


با بودجه ای که داشتم ، هزینه پروژه را از 500 تا سقف 600 برآورد کرده بودم.

خلاصه رفتن به بازار موبایل همان و گوشی نخریدن ما هم همانا .

خیلی مدل های مختلفی پیشنهاد شد  که خب هر مدلی یک مزیت و یک عیبی داشت .


خلاصه اینکه دوسه هفته ست که این خرید ِ گوشی ، ما را معطل خودش کرده ست . . .  .


در این چند روز ، جوون ها و افراد مختلفی را دیدم که تمام فکر و ذکرشون را گذاشتن روی این دست وسایل الکترونیکی .


و این دقیقا یعنی توجه ِ نَفس . 


وقتی به ماهیت مدرنیته توجه میکنیم ؛ میبینیم که اولین و شاید مهمترین کاری که در مرحله اول با انسان انجام میده ، توجه فرد را به سمت مسائلی سوق می دهد که تقریبا هیچ ارزشی ندارد و اگر هم داشته باشد ، باید در مسیر تعالی انسان به کار گرفته شود ولی خود آنها موضوعیت پیدا کرده اند و ... .


پ.ن : عمرمان را کجا صرف می کنیم ؟؟

یاعلی

وقتی از شهر به پرواز در آمد تن تو

شنبه, ۲۸ اسفند ۱۳۹۵، ۰۲:۱۴ ب.ظ

بسم الله


وقتی از شهر به پرواز در آمد تن تو

دست در گردنم انداخت غم رفتن تو

*

پشت هر پنجره یک بغض به یادت گل کرد

زنده شد در دلِ شب خاطره ی روشن تو

*

تا شفاعتگر چشمان سیاهم باشی

سالها سوخته ام در تب پیراهن تو

*

حجم این شهر که امروز پر از عطر گل است

لحظه ای پر شده از خاطره ی بودن تو

*

نامت امنیت و لبخند تو آرامشِ من

من نفس می کشم از خنده ی زخمِ تن تو

*

آخرین خاطره ی لحظه ی پرواز تو بود

خواب سنگین من و سادگی رفتن تو

*

تا شفاعتگر  چشمان سیاهم باشی

سال ها سوخته ام در تب پیراهن تو



پ.ن : هرگز کثرت رابطه ها دلیلی برای عمق رابطه ها نیست ، رفاقت های  اصیل را باید از عمق آنها شناخت .

باید معرفت گذاشت و اصول را بررسی کرد .


آخرین تصویر خویش انداز( سلفی ) که باهم در سال 95 داشتیم ؛ در جلسه استاد صدوق از شاگردان مرحوم منیرالدین حسینی الهاشمی(رحمت الله علیه ) در مسجد یزدی آبادیهای مشهد الرضا(علیه السلام) .

که همین چند روز قبل استاد شیخ مسعود صدوق هم به رحمت خدا رفتند . رضوان الله تعالی علیه .


جناب حاج محمد که برای ادامه ی مسیرت آرزوی توفیقات مضاعف در پناه حضرت صاحب الزمان ( روحی فداه) را دارم.


هنر اسلامی یا هنر مسلمین ؟

پنجشنبه, ۲۶ اسفند ۱۳۹۵، ۱۱:۵۱ ب.ظ

بسم الله


آیت الله میرباقری

آیت الله میرباقری فرمودند

هنر مسلمین و هنر اسلامی را باید ازهم تفکیک کرد.هنرهایی که در جامعه اسلامی بوده حتماً تحت تاثیر اسلام بوده لکن به معنای تام اسلامی دانستن این آثار هنری مغالطه است.


_______

آیت الله سید محمد مهدی میرباقری در جلسه ای با عنوان «بررسی مبانی اسلامی فلسفه هنر»، که به دعوت مجمع عالی حکمت اسلامی صورت گرفت، به تبیین ابعاد مختلف هنر پرداختند .


ادامه مطلب

استاد

دوشنبه, ۱۶ اسفند ۱۳۹۵، ۰۱:۳۷ ق.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم


این روزها که تحیرم را بیشتر حس میکنم ؛ نبود پیر راه را هم بیشتر میفهمم .


اما شاید هنوز به اضطرار نرسیده ایم ...


سبحان الله ...


صفایی ؛ روحت شاد .


یاعلی

آنچه همه دارند، تو تنها داری!

يكشنبه, ۱۷ بهمن ۱۳۹۵، ۱۱:۳۰ ب.ظ

شیطان با یک کبر زمین خورد؛ آدم با یک حرص زمین خورد؛ پسر آدم با یک بخل ذلیل شد؛ یونس با یک شتاب ذلیل شد؛ 


ما که الحمدللَّه همه اینها را با هم داریم و احساس ندامتى هم نداریم!



استاد علی صفایی(عین صاد )

کتاب اخبات، ص۳۲.

عقلانیت توحیدی

يكشنبه, ۱۷ بهمن ۱۳۹۵، ۱۱:۱۰ ب.ظ

آیت الله میرباقری در مورد مرحوم استاد صفایی ( عین صاد ) :


آهنگ کلی تفکر ایشان آهنگ تعبد ، وحی است و عقلانیت در خدمت وحی بوده و ریشه در یک عقلانیت خود بنیاد مستقل ندارد.



درد بی تو بودن

شنبه, ۱۶ بهمن ۱۳۹۵، ۰۹:۵۲ ب.ظ

استاد ؛ کاش بودی و استادی میکردی ...


safaee

حاج آقا مجتبی

شنبه, ۱۸ دی ۱۳۹۵، ۰۶:۴۴ ب.ظ
به مناسبت سالروز درگذشت اسوه ی اخلاق 

استاد معظم حضرت آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی ( قدس الله نفسه الزکیه )


بزرگواری که هرچند ندیدمش ولی الحق والانصاف که گردن بنده بسیار حق دارد .

ان شاءالله با اولیاء و انبیاء محشور شوند.

از کتاب های اخلاقی ایشان به
اخلاق الهی(28 جلد)
ادب الهی(5 جلد)
ادب نبوی ( 2جلد)
سلوک عاشورایی ( 10 جلد ) و ... می توان اشاره کرد .


حاح آقا مجتبی

پی نوشت ؛ هرچند دیر شده ولی دلم نیامد این پست را ننویسم.

یاعلی مدد

محبت

جمعه, ۱۷ دی ۱۳۹۵، ۰۷:۲۸ ب.ظ

وقتی محبت زیادی خرج کسی کنی که ظرفیت ندارد ؛ عاقبت خوبی در انتظارت نیست ...


و ای کاش بفهمد ...



نگار من

پنجشنبه, ۹ دی ۱۳۹۵، ۱۱:۲۱ ب.ظ

به سوی تو، به شوق روی تو، به طرف کوی تو

سپیده‌دم آیم، مگر تو را جویم، بگو کجایی؟

نشان تو، گه از زمین گاهی، ز آسمان جویم

ببین چه بی‌پروا، ره تو می‌پویم، بگو کجایی؟

کی رود رخ ماهت از نظرم نظرم

به غیر نامت کی نام دگر ببرم

اگر تو را جویم، حدیث دل گویم، بکو کجایی؟

به دست تو دادم، دل پریشانم، دگر چه خواهی؟

فتاده‌ام از پا، بگو که از جانم، دگر چه خواهی؟


یک دم از خیال من، نمی‌ روی ای غزال من


دگر چه پرسی ز حال من

تا هستم من، اسیر کوی توام، به آرزوی توام

اگر تو را جویم، حدیث دل گویم، بگو کجایی؟


سبحه


دلم برای تسبیحم تنگ شده ؛ تو میدانی چرا .

بستان

شنبه, ۴ دی ۱۳۹۵، ۱۲:۴۶ ق.ظ

گویی بدهم کامت و جانت بستانم


ترسم ندهی کامم و جانم بستانی



پ.ن : جان در بدن ندارم...

طبیبم

سه شنبه, ۳۰ آذر ۱۳۹۵، ۰۶:۴۷ ب.ظ

عاشق که شد که یار به حالش نظر نکرد؟


ای خواجه درد نیست وگرنه طبیب هست

آیندگی

دوشنبه, ۲۹ آذر ۱۳۹۵، ۰۱:۰۸ ق.ظ

باید برای آینده رفت ...



حتی بدون تو ...

اشتباه

چهارشنبه, ۲۴ آذر ۱۳۹۵، ۰۹:۲۷ ب.ظ

برو فکر نکن حال من بد بشه دیگه وقتشه گریه عادت بشه

خداحافظی کن دستم رو بشه دلم توی تنهایی ترسو بشه

تمومش کن این بازی و مثل من به جز خداحافظی حرفی نزن

تو خواستی اسیر دو راهی بشی دیگه وقتشه تنها راهی شی

مسیر من و تو جدا از همه برو تنها میشم ولی حقمه

خداحافظی کن بدون هراس خودت میدونی عشق ما اشتباهس

خداحافظی کن داره شب میشه باید واسه ما دوری عادت بشه


تنهای تنهای تنها

چهارشنبه, ۲۴ آذر ۱۳۹۵، ۰۹:۱۲ ب.ظ

 حالم  این روزا بدتر از همه ست ...



آه

چهارشنبه, ۲۴ آذر ۱۳۹۵، ۰۵:۳۴ ب.ظ

آه میکشم ...


بیخیال ؛ آینده ای در پیش است ...


حرم حضرت عباس


فدای حضرت عبّاس ( علیه السلام)

خانه ی عشق

سه شنبه, ۲۳ آذر ۱۳۹۵، ۰۷:۵۵ ب.ظ

متاسفانه در سیستم آموزشی قرار گرفته ام که هیچ نگاهی به انسان ندارد ؛ 

انسان در این دستگاه ، موجودی تک ساختی است که هیچ توجهی به عواطف و احساسات او نمی شود.


استاد که نه ؛ مدرّس این درس( تمام دروس ) فقط از تو محفوظات می خواهد و بس .


نمیدانم ، شاید تا به حال ذهنش نه تنها درگیر نبوده بلکه خطوراتی هم به این موارد نداشته است ؛ محبّت ، عشق ، شور ، شوق ، رضا و این ها را چه کسی می داند ؟؟!!!!


     _ چه کسی می داند خانه ی عشق کجاست ؟

     _ کاش سهراب دگرباره بیاید به زمین !

     _ قایقی خواهد ساخت ، پر بگیرد ز دل حادثه ها !

     _ ساکن کوی محبّت بشود ،

     _ عشق را برگیرد ،

     _ شور بر پا کند از جام ِ صفا ،

     _ شوق ِ تنها شدن از ما گیرد ،

     _ ما همان همسفران ِ سفرِ دریائیم !

     _  در دل ِ شیدایی !


مرتضی

کلاس پر برکت اقتصاد سنجی

95/9/23


#شعر_عاشقی

#دل_نوشته

#دلتنگم

#محبت

#برای_او


     _ و هنوز هم محبّت تنهاست !