شوریده

مینویسم

شوریده

مینویسم

شوریده

سالبه جزئیه ای هستم ، رشته ی اقتصاد ،شاید لمعه ای هم بخوانیم ...

محصَلم در مشهد مقدس ...
______________
------------
میخواهم بنویسم آنچه دل شوریده ام می خواند ...


شاید هم دغدغه های اقتصادی از جنس اسلامی .
با کمی چاشنی تمدّن اسلامی .

هرچند اینجا هرگز محل خوبی برای انتشار اندیشه ها و تفلسف نخواهد بود...

طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب
نویسندگان
پیوندها

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «خویش انداز» ثبت شده است

وقتی از شهر به پرواز در آمد تن تو

شنبه, ۲۸ اسفند ۱۳۹۵، ۰۲:۱۴ ب.ظ

بسم الله


وقتی از شهر به پرواز در آمد تن تو

دست در گردنم انداخت غم رفتن تو

*

پشت هر پنجره یک بغض به یادت گل کرد

زنده شد در دلِ شب خاطره ی روشن تو

*

تا شفاعتگر چشمان سیاهم باشی

سالها سوخته ام در تب پیراهن تو

*

حجم این شهر که امروز پر از عطر گل است

لحظه ای پر شده از خاطره ی بودن تو

*

نامت امنیت و لبخند تو آرامشِ من

من نفس می کشم از خنده ی زخمِ تن تو

*

آخرین خاطره ی لحظه ی پرواز تو بود

خواب سنگین من و سادگی رفتن تو

*

تا شفاعتگر  چشمان سیاهم باشی

سال ها سوخته ام در تب پیراهن تو



پ.ن : هرگز کثرت رابطه ها دلیلی برای عمق رابطه ها نیست ، رفاقت های  اصیل را باید از عمق آنها شناخت .

باید معرفت گذاشت و اصول را بررسی کرد .


آخرین تصویر خویش انداز( سلفی ) که باهم در سال 95 داشتیم ؛ در جلسه استاد صدوق از شاگردان مرحوم منیرالدین حسینی الهاشمی(رحمت الله علیه ) در مسجد یزدی آبادیهای مشهد الرضا(علیه السلام) .

که همین چند روز قبل استاد شیخ مسعود صدوق هم به رحمت خدا رفتند . رضوان الله تعالی علیه .


جناب حاج محمد که برای ادامه ی مسیرت آرزوی توفیقات مضاعف در پناه حضرت صاحب الزمان ( روحی فداه) را دارم.